ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

38

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح نجم الدين سيف آبادى ) ( فارسى )

پادشاهى افراسياب به زمين ايران دوازده سال بود دست تركان گشاده كرد به خرابى زمين ايران ، و به مرو ديوارى كرد ميان قهندز اندر تا در نيق . امّا به تركستان اندر بسيار جايهاى معظم و بناها كرد از قلعه‌ها و شهر - و شرح اخبار او درازست . و كارزارهاى او در هفت كشور زمين و هزار و صد و اند حرب كرده بود كه هميشه مظفّر بود . و آخر عمر به حدود چيش ، اندر آذربايگان ، كشته شد بر دست نبيره‌ى او كيخسرو ، و با برادر ، گرسيوز ، و پسر و بعضى از خويشان - و اللّه أعلم . پادشاهى زاب طهماسپ سه سال بود به روايتى پنج سال گويند . و كرشاسپ اندر پادشاهى او طرفى داشت ، و از تخمه‌ى جمشيد بود . و اندر تاريخ جرير چنانست كه اين كرشاسپ وزير زاب بود . و چون سپاه عجم با زال بيامدند و او را بنشاندند ، برابر افراسياب شدند ، و قحط بر خاست تا بر آخر صلح كردند . و ديگر بار زاب خرابيهاى افراسياب را عمارت كرد كه درين دوازده سال كرده بود . و زابين به عراق اندر بگشاد - چنان كه گفته‌ايم . و آن را زاب بزرگ و زاب كوچك خوانند . و به زمين اصطخر به مرگ خود بمرد . جمله‌ى اين طبقه برين سان نه تن بوده‌اند ، پادشاهى ايشان دو هزار و چهارصد و بيست و يك سال و هفت ماه و اند روز بوده است ، بيرون از گيومرث . طبقه‌ى كيانيان هم از روايت بهرام موبد شاپور پادشاهى كيقباد صد سال بود و به ديگر روايت صد و بيست و شش سال گويند . چون زال رستم را بفرستاد و او را از كوه همدان به در رى آورد ، بر تخت نشاندند ، و با افراسياب حرب كرد . و نخستين حرب رستم سوار اين بوده است . و افراسياب را از پشت اسب برداشت تا از غلبه‌ى تركان بند كمرش گسسته شد و بيفتاد ، و در ميان سواران گريخت و به هزيمت رفت . و ازان پس با پشنگ ، پدر افراسياب ، صلح كرد . و از بعد اين كيقباد را با